به گزارش “راهبرد انرژی“، تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به استفاده از تسلیحات سنگین در کنار تشدید ناامنیها در خلیج فارس و تنگه هرمز، نگرانیها درباره اختلال در عرضه جهانی نفت را افزایش داده و به رشد قیمت نفت خام در بازارهای بینالمللی دامن زده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از بازارهای جهانی، روز جمعه ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵، قیمت نفت خام برنت دریای شمال تا ساعت ۲۳ به وقت تهران با افزایشی بیش از ۳.۶ درصد به ۱۰۹ دلار و ۹۰ سنت در هر بشکه رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا (WTI) نیز با رشد حدود ۳.۴۸ درصدی، در سطح ۱۰۱ دلار و ۵۱ سنت معامله شد.
گزارش رویترز از هیوستون در ایالت تگزاس حاکیست که نگرانی از آینده عرضه نفت خام منطقه خلیج فارس و امنیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز، از عوامل اصلی افزایش قیمتها بوده است. در کنار این نگرانیها، معاملهگران وضعیت عرضه سوخت دیزل روسیه به بازارهای جهانی را نیز زیر نظر دارند.
دنیس کیسلر، معاون ارشد بخش معاملات شرکت BOK Financial، با اشاره به تداوم تنشها در غرب آسیا و ابهام درباره میزان عرضه گازوئیل روسیه، این دو عامل را از دلایل حفظ موقعیت خرید در بازار نفت دانسته است.
تنگه هرمز؛ کانون نگرانی بازار نفت
در ۱۰ روز گذشته، افزایش حملات در اطراف تنگه هرمز نگرانیها درباره امنیت مسیرهای انتقال انرژی را تشدید کرده است. ایران اعلام کرده است که در واکنش به محاصره بنادر خود از سوی آمریکا و تشدید تحریمها، اقدامات نظامی خود را افزایش داده است.
همزمان، گزارشهایی از تشدید درگیریها در یمن نیز منتشر شده است. بر اساس گزارشهای مورد اشاره، نیروهای انصارالله روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه با شلیک موشک به مجموعه کاخ ریاستجمهوری در عدن، در جنوب یمن، موجب کشته شدن پنج نفر شدند.
تحلیلگران شرکت کپلر (Kpler) نیز در گزارشی در همین روز اعلام کردند که تشدید حملات ایران، جریان انتقال نفت خام در منطقه خلیج فارس را بهشدت کاهش داده است. از نگاه این تحلیلگران، در صورت عدم دستیابی به یک توافق سیاسی جامع، بازگشت جریان نفت از تنگه هرمز به وضعیت عادی ممکن است با کندی و نوسانات بیشتری همراه شود.
اهمیت این تحولات برای بازار جهانی نفت از آن جهت است که هرگونه اختلال پایدار در عبور نفتکشها از تنگه هرمز میتواند عرضه قابل دسترس در بازار را کاهش دهد، هزینههای حملونقل و بیمه را افزایش دهد و انتظارات معاملهگران درباره قیمتهای آینده را تغییر دهد.
جنگ اوکراین و روسیه؛ فشار مضاعف بر بازار فرآوردههای نفتی
در جبهه دیگری از تحولات انرژی، حمله پهپادی اوکراین به پالایشگاه نفت ریازان روسیه در روز پنجشنبه ۲۳ مهرماه، نگرانیها درباره عرضه فرآوردههای نفتی را افزایش داد. این حمله پس از آن صورت گرفت که ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، از کنار گذاشتن توافق آتشبسی خبر داد که به گفته او تأسیسات انرژی را نیز در بر میگرفت و دونالد ترامپ از آن حمایت کرده بود. زلنسکی همچنین از رویکرد ترامپ در قبال دستیابی به توافق با مسکو انتقاد کرد.
دو منبع آگاه به رویترز گفتهاند که در پی حمله پهپادی، فعالیت یکی از واحدهای اصلی تقطیر نفت خام در پالایشگاه ریازان متوقف شده است. چنین اختلالهایی، بهویژه در شرایطی که بازار با محدودیت عرضه فرآوردههایی مانند دیزل روبهروست، میتواند بر توازن عرضه و تقاضا اثر بگذارد.
در همین حال، آژانس بینالمللی انرژی روز پنجشنبه با عرضه بیش از ۲۰ میلیون بشکه سوخت دیزل به بازار موافقت کرد؛ اقدامی که هدف آن کمک به تأمین نیاز بازار و کاهش فشار ناشی از محدودیت عرضه عنوان شده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، حاشیه سود پالایشگاهها در ماه سپتامبر به حدود ۹۵ دلار در هر بشکه رسید؛ سطحی که با محدود شدن عرضه گازوئیل در پی جنگ اوکراین و بحران تنگه هرمز ارتباط داده شده است.
بازار نفت میان تهدید نظامی و نگرانی از کمبود عرضه
افزایش قیمت نفت در چنین شرایطی نشان میدهد که بازار انرژی بیش از گذشته به تحولات ژئوپلیتیک و چشمانداز امنیت عرضه حساس شده است. تهدیدهای نظامی، اختلال در فعالیت پالایشگاهها، محدودیت مسیرهای کشتیرانی و ابهام درباره میزان عرضه روسیه، مجموعه عواملی هستند که میتوانند نوسانات قیمت نفت خام و فرآوردههای نفتی را تشدید کنند.
با اینحال، تداوم روند صعودی قیمتها به میزان اختلال واقعی در عرضه، واکنش تولیدکنندگان، حجم ذخایر قابل استفاده و سرنوشت تحولات سیاسی و نظامی بستگی دارد. عرضه ذخایر و فرآوردههای نفتی به بازار ممکن است بخشی از فشار را کاهش دهد، اما اگر ناامنی در تنگه هرمز ادامه یابد، اثر این اقدامات بر قیمتها میتواند محدود باشد.
در نهایت، تهدید استفاده از تسلیحات سنگین، از جمله سلاحی که در ادبیات سیاسی و رسانهای آمریکا «مادر همه بمبها» نامیده میشود، زمانی بر بازار نفت اثرگذارتر خواهد بود که نگرانیها درباره گسترش درگیری به اختلال عملی در تولید، صادرات یا حملونقل نفت تبدیل شود. در چنین وضعیتی، هزینه بحران تنها به کشورهای درگیر محدود نمیماند و میتواند از مسیر افزایش قیمت انرژی، حملونقل و تولید، اقتصاد مصرفکنندگان و صنایع در سراسر جهان را تحت فشار قرار دهد.